تبليغاتX
مدرسه ی عشق
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد .
يک پسر خوب تا زماني که يک خانم محترم کنارش نشته با سرعت بالاي ? کيلومتر در سال حرکت نميکند .
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از ? به ? ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند.
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد.
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد .
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد .
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند .
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود .
يک پسر خوب دکمه هاي پراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند .
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزد .
يک پسر خوب روزي ?بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند .
يک پسر خوب بيشتر از ? دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري)
يک پسر خوب ?ساعت در حمام آهنگ جوادي يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند.
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد .
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند .
يک پسر خوب از سن ?? سالگش از پدرش پول تو جيبي نگرفته و خودش کار ميکند .
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر ??? سالگي خود باشد .
يک پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايي نکرده وب لاگ نويس شد بر حسب اتفاق از هر ?? کامنت او ? عددش متعلق به دختران نيست .(ا ستثناء دارد البته...)
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و نيما و ... بگويند .
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو و خشک خود را جر نميدهد .
يک پسر خوب هر روز ساعت ? بيدار شده و حد اکثر تا ساعت ?:?? سه نمونه از انواع رايج نان را تهيه و براي صبحانه به خانه مي آورد .
يک پسر خوب اگر ? بار مکرراْ براي خريد از خانه يرون رفته و باز هم با يک ليست ? متري مواجه شد غرغر نميکند .
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غدا خوردن مي نمايد .
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد .
يک پسر خوب اسم شرکت در جشن تولد هايي که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نمي آورد.
يک پسر خوب تا قبل از سن ?? سالگي فکر زن گرفتن را از سر خود بيرون ميکند .
يک پسر خوب تا قبل از ازدواج ?? بار عاشق نشده و هر دفعه ادعاي وحدت در عشق نميکند .
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس ??? تماس حاصل مي کند.
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد .
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتنا ميکند.
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به ?? ماه دهانش بوي تلفن نميدهد .
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و ? متر به بالا نميپرد .
يک پسر خوب هيچ گاه بوي عطر مشکوک از قبيل زنانه نميدهد .
يک پسر خوب براي رفتن به مراسم خواستگاري لااقل دو عدد ميني بوس تهيه ميکند.
يک پسر خوب موقع رفتن به خواستگاري براي نشان دادن عظمت خانوادگي گذشته از تمامي فاميل هاي درجه ?-?-?-? و الي آخر از آقا رضا بقال محترم محله? حاج علي قصاب محترم و ما بقي کسبه محل به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت بعمل مي آورد .
يک پسر خوب براي شروع زندگي مشترک نياز به عشق و محبت دو طرفه نداشته و فط کافيست عمه خانم بزرگ فاميل تائيد کنند دختر شمسي خانم خاله مادرشون دهانش بو نميدهد و شوهر داري بلد است .
يک پسر خوب راي حفظ حرمت فاميل عظيم الشان پا روي عشق و دلش گذاشته و با دختر عموي نافبريده اش که به خواست خدا دماغش به قاعده چماق و هيکلش به سان خرس است مزدوج ميشود .
يک پسر خوب عيد به عيد يادش نمي افتد که بايد دندانهايش را مسواک بزند و اين کار را هر شب انجام ميدهد .
يک پسر خوب در کلاس درس و در حضور تني چند از خانمهاي محترم شستش را تا انتها در دماغ مبارک فرو نميکند و يک چرخش دوراني به آن نميدهد .
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه ? ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند .
يک پسر خوب بجاي سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويي اقتصادي کرده باشد .
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامي?وزارت بهداشت? وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد .
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد .
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند .
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد .
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني ?? تا ?? سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
__________________
+ نوشته شده توسط یوسف طاهری در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:31 |


مواد لازم : چند قاشق بزرگ تفاهم - یک فنجان مدارا - نصف فنجان سعه صدر - سه قاشق مربا خوری شکیبایی- مقداری پودر تسامح مخلوط با پودر گذشت- نصف فنجان صمیمیت - چهار قاشق غذا خوری محبت - مقدار مبسوطی پودر نرم عشق همراه با گرد دلدادگی - نیم کیلو گرم احترام متقابل - چند دانه درشت وفاداری - یک پیمانه حسن نیت - یک لیوان همراهی- دو فنجان خوش قولی - سه فنجان پر روغن شنوایی - دو کاسه صداقت - یک لیوان ادب مخلوط با یک فنجان نزاکت- به اضافه مقدار کافی شکر دلبری ، نمک عطوفت، و ادویه شور و شوق.

طرز تهیه - ابتدا مواد محبت و عشق و دلدادگی و صمیمیت را با هم مخلوط کنید و خوب با همزن مهربانی به همشان بزنید تا مخلوط یک دست و همگنی از صفا و صمیمیت درست شود. سپس چند قاشق تفاهم به آن بیفزایید و پودر تسامح مخلوط با پودر گذشت را به مایه اضافه کنید. بعد ادویه شور و شوق و نمک عطوفت را بر روی مخلوط بریزید و خوب به هم بزنید تا مخلوط خوش چاشنی شود. یک فنجان مدارا و نصف فنجان سعه صدر را به مخلوط اضافه کرده، و سه قاشق مربا خوری شکیبایی را نیز به آن بیفزایید و گرد دلدادگی را روی مخلوط ریخته ، حال مخلوط را در طرف مخصوص طبخ کیک که باید از جنس نسوز نرمش و انعطاف پذیر باشد بریزید و چند دانه درشت وفاداری را به آن اضافه کنید. سپس به مقدار کافی شکر دلبری و یک لیوان ادب مخلوط با یک فنجان نزاکت را به آن اضافه فرمایید. سه فنجان پر روغن شنوایی و دو کاسه صداقت را هم داخل ظرف ریخته و مخلوط را روی شعله ملایم ملایمت گذاشته و برای مدت زمان کافی صبر کنید تا کیک پخته شود و به رنگ طلایی رویا درآید. برای تزیین روی کیک تان هم می توانید از پودر احترام متقابل و مایع رنگی حسن نیت همراه با مواد معطر همراهی و خوش قولی استفاده کنید. حالا دیگر کیک آماده استفاده است و می توانید این کیک دو نفره را همراه همسر خود - برای یک عمر تمام صد و بیست ساله - دو نفری نوش جان بفرمایید و از مزه شیرین و عالی آن تا آخر عمر کیف کنید و لذت ببرید. و اگر هم خواستید دعایش را به جان ما بکنید مانعی ندارد.
__________________
+ نوشته شده توسط یوسف طاهری در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:20 |
 

مرا هست كفشي ز عصر حجر
كه ميراث مانده ز جد پدر
شريك غمش بوده و شاديش
به پا كرده در جشن داماديش
خدايش بيامرزد آن زنده ياد
كه از خود هم اين ارث بر جا نهاد
چو هي ميبرم پيش هر پينه دوز
ز مغزش پريده است برق و فيوز!
بود چون كه جان سخت چون كرگدن
بپوشم به هر گاه و بيگاه من
هر آنچه ز وزنش گويم كم است
كه سنگين چنان كله رستم است
ز پايم بود چند سانتي گشاد
چو پاپوش افراسياب و قباد
مرتب به پايم لخ لخ كند
ندارد چو كف پاي من يخ كند
ز بس خورده اقسام واكس و پماد
مرا رنگ اصلش نيايد به ياد
ولي من ز باباي جنت پناه
شنيدم كه رنگش بوده سياه
بسي نعل خورده است بر تخت آن
شاه سم قاطر پادگان!
به هر سوي آن خورده صد دانه ميخ
فرو ميرود توي پايم چو سيخ
همي ترسم آخر به جرم قاچاق
كه مامور گردد برايم براق
كه اين جزو آثار تاريخي است
چرا كه خطوط تهش منحني است
اگر عمر باقي است، سال دگر
سپارم من آن را به امواج بحر
كه تا همچو زورق همراه باد
رود گويي اصلا ز مادر نزاد
و يا ميزنم واكس بر رويه اش
گذارم سپس داخل موزه اش...
__________________
+ نوشته شده توسط یوسف طاهری در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:19 |


اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست؟
مدرك لیسانسم اينجاست ولي كار كجاست؟
هر كجايي كه من مدرك خود را بردم
پاسخ اين بود كه يك پارتي پولدار كجاست؟
روز و شب هر چه دويدم پي همسر گفتند
از براي چو تويي همسر و غمخوار كجاست؟
پدر دختره تا ديد مرا با فرياد
گفت اوٌل تو بگو درهم و دينار كجاست؟
خانه در جردن و شمران چه داري بچه؟
پست و عنوان و يا حجره و انبار كجاست؟
ست الماس و گلوبند زمرد كه به آن
بكند دختر من فخر در انظار كجاست؟
يك عدد بنز مدل 98 دو در
تا كند فيس در آن در بر اغيار كجاست؟
اعتياد ار كه نداري و سلامت هستي
برگي پاكي ژن از دكتر و بهيار كجاست؟
هر چه فرياد زدم حرف مرا كس نشنيد
كه به دادم برسد؟ گوش بدهكار كجاست؟
نيست چون بهر جوان عيب اكنون حمٌالم
توي ميدان بكنم باربري، بار كجاست؟
مدرك لیسانس خود را بفروشم به دو پول
ايهالناس بگوييد خريدار كجاست؟
__________________
+ نوشته شده توسط یوسف طاهری در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:18 |
اهل عرفانم من
اهل عرفانم من ، کاروبارم بد نیست
برجکی ساخته ام در دل شهر
طبقاتش هفده
همه را پیش فروش بنمودم
پولهایم همه در بانک سوئیس
به امانت باقی است
اهل عرفانم من
سفره نان و پنیری پهن است
مُتلی ساخته ام در نوشهر
باغهایم پر گل
از صدور پسته
جیبهایم سرشار
اهل عرفانم من
دامهایم همه پروارو قشنگ
گاوها رنگ به رنگ
کشت و صنعت دارم
چند هکتار زمین
همه شالیزار است
دختران ِ زیبا
صبح تا شام در آن دشت وسیع
بوته های شالی، درزمین میکارند
اهل عرفانم من
همه در سیر و سفر
از ژاپن تا اتریش
تا فراسوی پکن
خانه کوچک خوبی دارم
دردل شهر پاریس
جایتان بس خالی است
اهل عرفانم من ، کاروبارم بد نیست
طبع شعری دارم
شعرها گفته ام از عرفانم
همه زیبا و قشنگ
همچو آن ویلایم
که بنا ساخته ام در چالوس
یاکه مانند سگم پشمالو
که بود فِرز و زرنگ
الغرض لقمه نانی باقی است
مردی هستم قانع
اهل عرفانم من ،کارو بارم بد نیست
__________________
+ نوشته شده توسط یوسف طاهری در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:15 |
.
شکسپير:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره
اگه برگشت كه ماله توئه
اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش! 

خوشبين:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره....
نگران نباش، حتماً بر مي گرده

شکاک:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره....
اگه برگشت، ازش بپرس چرا
ناشکيبا:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه تو يه مدتي برنگشت، فراموشش کن

صبور:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برنگشت، اونقدر صبر کن تا برگرده

خوشگذران:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
وقتي برگشت، اگه هنوز عاشقش هستي،
دوباره ولش کن بره
دوباره....

فعال دفاع از حقوق حيوانات:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
درواقع همه موجودات زنده حق دارن که آزاد باشن 


وکلا:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
بند 1-a از پاراگراف 13a-1 بند الحاقي دوم از
" قانون آزادي ازدواج" به طور صريح مي گويد که ... .

.
بيل گيتس:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت، من فکر مي کنم که مي تونيم براي نصب مجددش يه هزينه هايي رو پرداخت کنيم
البته بهش بگو که بايد خودشو بهتر کنه
 
زيست شناس:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
حتما" متحول مي شه!

 
آمارشناسان:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه اونم عاشق تو باشه، احتمال بازگشتش زياده،
اگر عاشق تو نباشه، به هر حال توزيع Weibull و رابطه شما غير محتمله !


 
فروشنده:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت، قرارداد ببند، اگه برنگشت، چه خوب، "بعدي!" 



طرفداران آرنولد:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
"حتماً بر مي گرده"

نماينده بيمه:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش برنامه رو نشون بده،
اگه برگشت، ثبت نامش کن،
اگه برنگشت، پي گيرش شو و هيچ وقت بي خيال نشو 


فيزيکدان:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت، اين قانون جاذبه است
اگه برنگشت، يا مقدار اصطکاک بيشتر از نيروي جاذبه است، يا زاويه برخورد بين دو جسم در زاويه مناسب تنظيم نشده.

 
رياضيدان:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت که 1+1 = 2 (خيلي ساده اس)
اگه بر نگشت،
Y=2X-log (0.46Y^2+(cos(52/34X))x 5Y^(- 0.5)c)
که c مقدار ثابت زمان بي نهايت بازگشته.


مدل امروزي:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت، كه مال توئه!
اگه برنگشت پيداش کن و بکشش!! يا به اداره مهاجرت خبر بده که اون مهاجر غير قانونيه

اگه عاشقه كسي شدي،
براي چي اصلاً ولش مي کني بره؟؟!!
خنگه خدا!
+ نوشته شده توسط یوسف طاهری در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:14 |

به نام خدا

باران سلام،

 

باران سلام

اميدوارم حال تو

باشد هميشه روبراه

شكر خدا

من هم ندارم غصه اي

جز دوري ازآن روي ماه

 

ازراه دور

سوسن سلامت مي كند

مريم دعاگوي شماست

هان راستي

پروانه اين جا پيش ماست

اوهم دعاگوي شماست

 

يادش به خير

با آن صداي شرشرت

ماروزهايي داشتيم

ياراستش آن وقت ها درقلب تو

مانيز جايي داشتيم

 

باران من

حالا كه تابستان شده

مامنتظر،ما تشنه ايم

ديگر بيا

ديگر غم دوري بس است

ما بيش از اين ها تشنه ايم

 

باوربكن

لبخند ما راتشنگي

ازروي لب دزديده است

اصلا بپرس

درباغ ما اين چندروز

آيا گلي خنديده است؟

 

باران من

اين نامه را كوكب نوشت

ازجانب گل هاي باغ

حتما بيا

ديگر خداحافظ تمام

قربان تو،ميناي باغ

 

 

(محمدكاظم مزيناني)

+ نوشته شده توسط یوسف طاهری در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 8:22 |